ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یــا امــام هــشتم - شعر / کبوتر حرم

شعر / کبوتر حرم

كاشــكی  من كبوتــر حــرم بــودم

می‌مونــدم كنــار اون منــاره‌هــا

یا بـــــرای  دیـــــدن  همیشـــــگیت

می‌شــدم یــكی از اون سـتاره‌هـا

آقـا جـون؛ دلـم گرفته، بی كسم

تو بگیــر دســتِ منــو كه می‌تونـی

بــه  دادِ دل‌هــای ِ بــی‌پنــاه بـرس

هــمه  غصــه‌هامو، تــو می‌دونــی

می‌دونـــم غریبـــی اما آقاجـــون

همیشــه غریــب نــوازی می‌كنــی

دل شكسـته‌هـا، می آن كنـارِ تو

همه رو، یه جوری راضی می‌كنی

هر كســی بیــاد پیشـت امام رضـا

نـــمی‌زاری تـــو كه ناامیـــد بــره

كاری می‌كنی كه هر شكسته دل

وقتـی كه بـه كام خـود رسـید بـره

من گنـــه كارم و اینـــو می‌دونــم

عاقبـــت  منــو شــفاعت می‌كنــی

هر كســی چنــگ بزنــه بــه دامنــت

همیشــه  از اون حمایــت می‌كنــی

ایـن  دفـه حس می‌كنم یه جوری‌ام

مثــل كفتــری كه پــرواز می‌كنـه

وقتـــی كه می‌آد رو گنبـــد طلا

بـه  هـمه، از اون بالا نـاز می‌كنـه

 

شاعر : سیدمهدی طباطبایی

[ سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ] [ 16:42 ] [ حســین اکرمــی ]
[ ]